![]() |
![]() |
|
| هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم! |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:32 PM توسط غریبه .. |
|
|
نذار باور كنم تنهاي تنهام ..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:38 AM توسط غریبه .. |
|
|
دیگه از بگو و مگو خسته شدم .. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 5:46 PM توسط غریبه .. |
|
|
مشت مي کوبم بر در |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 11:22 AM توسط غریبه .. |
|
|
چند ساعت بیشتر به تحویل سال ۸۶ نمونده یعنی بهتر بگم آخرین ساعات ۸۵ و داریم سپری می کنیم سال که داره تموم میشه راستش سال خوبی برا من نبود مثه دهه ی گذشته و امسال یکی از بدترینا سالی پر از اشتباه ، ولی خوب آخرش خوبه چون الان و چند هفته است که آرومم .. احساس می کنم تونستم با خودم و با دلم کنار بیام یا بهتر بگم دلم با من کنار بیاد .. همیشه سال تحویلارو با دلتنگی و اشک شروع می کردم ولی امسال نه!دلم نوید خوبیارو میده احساس میکنم سال نو یه سالی متفاوت خواهد بود تنها دلتنگیم نبودِ بابامه با اینکه سالها از نبودش میگذره ولی دلم میخواست باشه وقتی بابایه دوستام و می بینم چقد حسرت میخورم.. تنها مهربون من آغاجونم ! خدا بیامرزدت بخدا فراموشت نکردیم باور کن ..
بایرام هپینیزه کوتلو اولسووووووووووووووووون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:51 AM توسط غریبه .. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مادرم ..
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم آی آدما نیگا کنین غریب شهرتون منم! |
|
RSS
|