![]() |
![]() |
|
| هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم! |
|
دقت کردین گذر زمان به آدما ثابت میکنه که بعضی از احساساشون الکی بوده و پشیمونمون میکنه از بعضی حرفا و بعضی رفتارا!! و بعضیااااا ابدیین .. بگذریم... آخه الان یه جورایی پوچِ پوچم!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 12:13 PM توسط غریبه .. |
|
![]()
چه خوش لحظه هايي که در پرده ي عشق ،
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:9 AM توسط غریبه .. |
|
|
داشتم یکی یکی به وبلاگ بچه ها سر میزدم
یا وبلاگاشونو بستن یا دیگه مدتهاست چیزی نمی نویسن انگاری همه خستن خسته از ناله کردن خسته از هرگز نرسیدن ، نرسیدن به چیزی که میخوانو روزگار ازشون دریغ می کنه .. انگار همه آخرین فریادهاشونو تو این خونه های دلتنگی سر دادنو خاموش شدن .. منم ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 2:49 PM توسط غریبه .. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مادرم ..
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم آی آدما نیگا کنین غریب شهرتون منم! |
|
RSS
|