![]() |
![]() |
|
| هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم! |
|
دلم میخواد سرم و بذارم رو شونه ی خدا و دل سیر گریه کنم.. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 7:4 PM توسط غریبه .. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مادرم ..
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم آی آدما نیگا کنین غریب شهرتون منم! |
|
RSS
|