تبليغاتX
من سردم است و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد
هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم!

صداي تكِ تكِ ساعت دگر نمي‌آيد
نباش منتظرش! رهگذر نمي‌آيد
نمي‌شود به خدا باورم كه مي‌گويند:
مسافر تو دگر از سفر نمي‌آيد...
مگو ترانه بخوان
و
مگو غزل بسُراي
چرا كه با غزل من پدر نمي‌آيد
بنال اي دل عاشق كه خوب مي‌دانم
تو را نموده فراموش اگر نمي‌آيد
در انتظار دل من نباش  بيهوده!
چرا كه هست يقينم دگر نمي‌آيد
.
..........
امروز یازدهمین سالگرد رفتنته و ما دوباره به عزای تو می شینم و اینبار بدونه مامان چون ماههاست که عزاداره عشقتیم پدر!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 12:27 PM  توسط غریبه .. | 
مامان بی تو نای زندگی ندارم چقد بگم و بنویسم که دلتنگتم ؟ چرا از دلتنگیام کم نمی شه؟
ولی من باز همش دلتنگتم می خوام دلتنگیامو فریاد بزنم گریه هامو بلند بلند بکنم بی تو بودنمو زجه بزنم
چرا من تومه عمر محکوم به دلتنگیه کساییم که دوسشون دارم؟
چرا غصه هام زیاد و زیادتر می شه
چرا خدا غصه ی بی تو بودنو گذاشت تو دامنم اونکه می دونست دیگه تحمل ندارم
آخ مامان این روزا چقد محتاج محبتتم محتاج نگاه گرمت محتاج حضورتم!!!
کاش هنوز بودی کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــااااااااااش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:22 AM  توسط غریبه .. |