تبليغاتX
من سردم است و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد
هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم!
مامان دیشب خواب دیدم برگشتی تو خونه برا برگشتنت مهمونی بود
کاش میشد که برگردی هنوز باورم نیست که دیگه هیچوقت نمی بینمت
مامان خیلی دلم برات تنگه!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:43 AM  توسط غریبه .. |