![]() |
![]() |
|
| هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم! |
|
چیه دل بیچارم باز که صدات در اومده؟
صدای آهت داره گوشمو کر میکنه! از دیشب چه سنگین شدی؟ انگار چنگ و دندون می ندازی تا از سینه رها بشی اگه تونستی رها شی منم با خودت ببر! ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 5:31 PM توسط غریبه .. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مادرم ..
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم آی آدما نیگا کنین غریب شهرتون منم! |
|
RSS
|