تبليغاتX
من سردم است و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد -
هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم!
چیه دل بیچارم باز که صدات در اومده؟
صدای آهت داره گوشمو کر میکنه!
از دیشب چه سنگین شدی؟
انگار چنگ و دندون می ندازی تا از سینه رها بشی
اگه تونستی رها شی منم با خودت ببر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 5:31 PM  توسط غریبه .. |