تبليغاتX
من سردم است و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد -
هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم!
مادرم دلم تنگه میدونی وقتی فک می کنم دیگه نمیای دیگه نمیای دیگه نمیای قلبم می لرزه
وجودم پر از حسرت می شه چشام پر اشک دلم پر درد!
روزی که رفتی یادته پشت در اتاق چه زجه ای میزدم یادته چه ناعلاج به نظر می اومدم و چقد ناامید
از زندگی بودم هنوزم ناامید دارم تو کوچه های بی تو بودن پرسه می زنم گاهی انقد دلتنگت می شم
که انگار چیزی وحشیانه به دلم چنگ می زنه
مامان تنهاترم!
این روزا دیگه به خوابمم نمیای نمی گی این دخترت بی تابیتو می کنه نمی گی هیچ دلخوشی برا
ودنو ادامه دادن نداره؟ مامان نکنه حتی فراموشم کردی؟ می دونم که به یاد بچه هاتی
میدونی همه ی حرفام از بار دلتنگیه!
مامان خیلی دلم هوای مهربونیاتو کرده خیلی!
خیلی خیلی خیلی ناجور دلم برات تنگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فدای یه لحظه بودنت کاش هنوز بودی کاش
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 2:41 PM  توسط غریبه .. |