تبليغاتX
من سردم است و انگار هیچگاه گرم نخواهم شد - مادرم
هجرانی دیگر و من چه زار و پریشانترم از فراغت مادرم!



مادرم
قصه ی مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود!
در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود!
آخر ای یار، همه ای مظهر لطف و صفا
در دیار جاودان منزل گزیدن زود بود!!!






هیچ وقت زندگی رو اونطور که باید دوس نداشتم!
حالا که دیگه تو هم نیستی نا امیدتر و کم توانتر از همیشه ام.
کاش می شد تموم بشه این بودن الکی و بی خاصیت!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 10:58 AM  توسط غریبه .. |